کلوب اشعار دلنشین
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب ...کز هرکسی که می شنوم نامکرر است
درباره وب

این وبلاگ گزیده ای از زیباترین اشعاری است که چشم و گوش من با آنها ملاقات کرده است.در این وبلاگ همچنین اشعار زیبای پست شده توسط دوستان عزیزم قرار خواهد گرفت.
اشعار این وبلاگ از نطر سبک و موضوع تابع قاعده ای نیستند و فقط به صورت ذوقی گلچین شده اند.
موضوعات وب
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
سرم از خدای خواهد که به پایش اندرافتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی
دل من نه مرد آنست که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجبست اگر نگردد که بگردد آسیابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
سعدی
موضوعات مرتبط: شعر کهن
تاريخ : دوشنبه هفتم تیر ۱۴۰۰ | 14:20 | نویسنده : چشم به راه |
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب