کلوب اشعار دلنشین
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب ...کز هرکسی که می شنوم نامکرر است
درباره وب

این وبلاگ گزیده ای از زیباترین اشعاری است که چشم و گوش من با آنها ملاقات کرده است.در این وبلاگ همچنین اشعار زیبای پست شده توسط دوستان عزیزم قرار خواهد گرفت.
اشعار این وبلاگ از نطر سبک و موضوع تابع قاعده ای نیستند و فقط به صورت ذوقی گلچین شده اند.
موضوعات وب
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
شعر حمید مصدق « چرا باغچه ما سیب نداشت»
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدمباغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارمو من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
_________________________________________________
" جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق"
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من وسیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: بروچون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرامحیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارمو من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
موضوعات مرتبط: شعر معاصر ، شعر نو و سپید
تاريخ : یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ | 17:25 | نویسنده : چشم به راه |
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب