شعر ارسالی دوست خوبم  سیب ترش


شب فرو می افتاد

به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب


هوشنگ ابتهاج


موضوعات مرتبط: شعر نو و سپید

تاريخ : یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ | 19:12 | نویسنده : چشم به راه |